تبليغاتX
دختر آتیش پاره

دختر آتیش پاره

اسمت رو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده شی.

گذاشتم آفتاب ترسیدم غروب کنی.

اسمت رو میذارم نفسم که اگه رفتی منم نباشم.

                 ***************************
برای گفتن دوست دارم تنها لحظه ای کافیست. اما برای اینکه نشان بدم بهت چقدر دوست دارم یه عمر لازمه.

                 ***************************

عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه. پس سعی کن تا وقتی که جراتش پیدا نکردی هیچ وقت بهش دست نزنی. اما اگه بهش دست زدی طاقتش رو داشته باشی که تو دستات نگهش داری.

                    *************************** 

وقتی دلم برات تنگ میشه میرم پشت ابرا گریه میکنم. پس وقتی هوا بارونی بود بدون دلم خیلی برات تنگ شده.

                   *************************** 

غرورت را به خاطر دل کسی که دوستش داری بشکن ولی هیچ وقت دل کسی رو به خاطر غرورت نشکن.

                  


ای سر بلندتر از هر فصل و ای با شکوه تر از ماه تو را دوست دارم، تو را که

زاده فصل سبز

انتظاری. تویی که نگاهت، کلامت و سلامت همگی بوی بهار می دهند تو را

دوست دارم بی آنکه

بدانم چرا؟

 

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت11:54توسط maryam | |

دوست دارم

زندگی چیست؟اگر خنده است چرا گریه میکنیم. اگر گریه است

چرا میخندیم. اگر مرگ است چرا زندگی میکنیم. اگر زندگی است

چرا میمیریم. اگر عشق است چرا به آن نمیرسیم و اگر عشق نیست

 چرا عاشق می شویم

           ***********************************

عهد کردم اگر بوسه داد توبه کنم... بوسه اي داد؛ چو برداشت لب از روي لبم، توبه کردم که دگر توبه بي جا نکنم

            ***********************************

                 
سقوط شیرین است البته اگر مقصد قلب تو باشد

              ************************************
اگه بگم، اگه بگم عاشقتم،اگه دوست دارم  اگه بگم يه ثانيه از جلوي چشام دور نميشي برام لپ لپ ميخري؟

             ************************************

من ادعا نميكنم همواره به ياد كساني هستم كه دوستشان دارم

ولي مي توانم ادعا كنم كه لحظاتي كه به يادشان نيستم دوستشان دارم

              ************************************

اگه دردي تو پاهات حس كردي. اگه احساس كردي خيلي خسته اي به خاطره اينه كه روزي ۱۰۰۰ بار تو خاطرم مياي و ميري 

             ************************************  

رو تو يه حياب ديگه مي كردم ناراحت نشو ولي تازه مي فهمم مردم راست مي گن تو ادم دو رويي هستي : يه روت ماه. يه روت گل. يكي از يكي قشنگتر 

            ************************************  

شما طبق تبصره ي ۳۰ ماده ي ۱۴۶ قوانين دوستي به حبس ابد در قلب من محكوميد ايا اعتراضي داريد؟

              

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت15:11توسط maryam | |

 

ای فرشته ی نازل شده بر چشمانم

ای شقایق زندگی ام

ای تک ستاره ی آسمان قلبم                                 

ای زیباترین زیباییهای محبت

ای بهانه خواب شبهایم

ای تنها نیاز زنده بودنم

ای آغاز روز بودنم

ای نازنین تنهایی ام

ای نیمه ی پنهان من

و تو ای معشوقه ی من 

 دوستت دارم

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت16:0توسط maryam | |

 سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده...

کتاب عشق است . ساده ترين درس زندگي آن است : هرگز کسي را ميازار. محبت خرجي ندارد , در حالي که همه چيز را خريداري ميکند . خوشبخت کسي است که خدا دلي پر عشق به او ارزاني کرده است وقتي قدرت عشق غلبه کند بر عشق به قدرت , اون وقته که دنيا طعم صلح رو مي چشه . بهتر اينه که غرورت رو به خاطر عشقت فراموش کني تا عشقت رو به خاطر غرورت اگه می دونستی.....

 

نمی گویم فراموشش مکن گاهی به یاد آور
اسیری را که می دانی نخواهی رفت از یادش
 

  
خدايا : من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري ! پس اي خدا! هيچ مي داني که بزرگوار آن است که گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در یک کلام محتاج توام
 

آخرین برگ سفرنامه ی باران اینست

که زمین چرکین است

 

     

  شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
 

 

 loo3-9.gif

 

 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي
  

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت16:12توسط maryam | |